خواجه نصير الدين الطوسي
57
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ، يعنى آن خدائى كه پروردگار شماست آفريد آسمانها و زمين را به شش روز ، و گويند كه اين مردى كه خداى تعالى او را بيافريد آدم بود و حوّا را كه جفت او بود از پهلوى چپ او پديدار آورد ، و نسل آدم از صلب آدم و رحم حوّا در جهان پديد آمد ، و آدم و حوّا را به بهشت فرستاد و به خوردن هر نعمت كه در بهشت بود رخصت داد الّا گندم كه از آن نهى فرمود و گفت وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ يعنى نزديكى مجوئيد به اين شجره ، و ابليس باوّل فرشتهء بزرگ بود و منصب معلّمى بر فرشتگان داشت ، و چون خداى تعالى آدم را بيافريد و گفت إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً يعنى من در زمين يكى را خليفهء خود مىكنم ، و فرشتگان را فرمود كه اسْجُدُوا لِآدَمَ ، يعنى سجده كنيد آدم را ، ايشان گفتند أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ ، يعنى تو كسى را بر ما حاكم ميكنى كه در عالم فساد كند و خون ريزد ، و ما به تسبيح و تقديس تو مسبّح و مقدّسيم ، فرمود جلّ و علا كه إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ ، يعنى من چيزى كه دانم شما ندانيد ، ايشان گفتند سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا [ 47 ] إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ يعنى پاكا ما هيچ ندانيم الّا آنچه تو ما را آموختهء ، و سجدهء آدم كردند و بر فرشتگى بماندند ، و ابليس ابا و استكبار كرد و گفت أَ أَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِيناً ، يعنى من سجدهء كسى كنم كه تو او را از گل آفريدهء قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ يعنى من ازو بهترم كه تو مرا از آتش آفريدهء و او را از گل ، و سجدهء آدم نكرد و از فرشتگى بديوى افتاد و در لعنت او تعالى بماند تا بقيامت ، و باز پس از آن در بهشت شد